رویایی دل می رود زدستم صاحبدلان خدارا ..درداکه رازپنهان خواهدشد آشکارا نويسندگان یک شنبه 15 مرداد 1391برچسب:, :: 16:55 :: نويسنده : Ehsanta
این داستان در ژاپن اتفاق افتاده است.شخصی دیوار خانه اش را برای نو سازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند.این شخص در حین خراب کردن دیوار مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد.وقتی میخ را بررسی کرد،تعجب کرد و با خود گفت:این میخ حدود ده سال پیش هنگام ساختن کوبیده شده بود!! چه اتفاقی افتاده؟آیا مارمولک به مدت ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده؟؟
در یک قسمت تاریک اونم بدون حرکت!چنین چیزی امکان ندارد وغیر قابل تصور است.متحیر از این مسئله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد. تو این مدت چکار میکرده؟چیزی میخورده؟ همانطور که به مارمولک نگاه میکرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد!!مرد شدیدا منقلب گشت.ده سال مراقبت؟!! آیا مارمولک در حالت طبیعی ده سال عمر میکند؟؟ به فکر فرو رفت.(( اگر موجودی به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد،پس تصور کنید انسان تا چه حد میتواند تحمل کند.)) نظرات شما عزیزان:
سلام
واقعا داستان عجیبی بود و باور نکردنی ولی عشق بین همه موجودات هست به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم پيوندها
|
|||||||||||||||||||
![]() |